لسان الملك سپهر

1756

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

المصاب بك لجليل ، و انّه قبلك و بعدك لجلل . حديث كرده‌اند كه : هنگامى كه على مسحاتى در دست داشت و قبر رسول خداى را مستوى مىفرمود ، مردى درآمد و گفت : كار خلافت بر ابو بكر استقرار يافت و مردم را با او بيعت كردند و انصار به وخامت اختلاف كلمه دستخوش خذلان گشتند و جماعت طلقا از بيم آنكه امر خلافت بر شما تقرير يابد ابو بكر را به خلافت سلام دادند . على عليه السّلام طرف مسحاة را بر ارض استوار داشت و دست بر فراز مسحاة گذاشت و فرمود : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم أ لم أحسب النّاس أن يتركوا أن يقولوا آمنّا و هم لا يفتنون و لقد فتنّا الّذين من قبلهم فليعلمنّ اللّه الّذين صدقوا و ليعلمنّ الكاذبين ، أم حسب الّذين يعملون السّيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون . مع القصه چون از تسويه قبر بپرداختند مردمان همگروه از كنار قبر به در خانهء فاطمه عليه السّلام آمدند و تسليت و تعزيت بگفتند . فاطمه فرمود : رسول خداى را به خاك سپرديد ؟ عرض كردند : چنين كرديم . فرمود شما را چگونه دل داد كه بر زبر آن جسد پاك خاك بريختند نه او نبىّ الرّحمة و مصداق لولاك لما خلقت الافلاك بود . گفتند : يا ابنة رسول اللّه ما نيز مصيبت زده و غمناكيم لكن از حكم خداى گريز نيست . پس فاطمه سخت بگريست و به زيارت قبر پدر شتافت و مشتى از خاك مرقد برگرفت و بر ديدگان گذاشت و بسيار ناليد و بزاريد و اين بيت قرائت كرد . ما ذا علىّ من شمّ تربة أحمدا * أن لا يشمّ مدى الزّمان غواليا « 1 » صبّت علىّ مصائب لو أنّها * صبّت على الايّام صرن لياليا بعضى سخن بر اين دارند كه گوينده اين شعر امير المؤمنين است و فاطمه در زيارت قبر پدر قرائت فرمود ؛ و اين دو بيت منسوب به فاطمه است : نفسى على زفراتها محبوسة * يا ليتها خرجت مع الزّفرات لا خير بعبدك فى الحيوة و انّما * أبكى مخافة أن تطول حياتى

--> ( 1 ) . غوالى : جمع غاليه است ( س ) .